ریشه های الهی فلسفه اسلامی؛ از آموزه های قرآن تا میراث ابن سینا

به گزارش ایکنا، حجت الاسلام والمسلمین رضاپور، استاد جامعه المصطفی(ص)، شامگاه دوم شهریورماه در نشست علمی «جایگاه و نقش ابن سینا در شکل گیری فلسفه اسلامی» (برگرفته از مجمع عالی حکمت اسلامی)، اظهار داشت ابعادی از اندیشه های رهبر شهید به دلیل حجاب معاصرت، مغفول مانده است. وی تأکید کرد که حکمت عملی ایشان در مواجهه با مسائل اجتماعی، سیاسی و زمامداری باید تحلیل و برجسته شود تا دانشوران بتوانند از آن برای تکمیل فلسفه اسلامی به عنوان «فقه اکبر» و علوم انسانی اسلامی بهره گیرند.

به گزارش ایکنا، حجت الاسلام والمسلمین رضاپور، استاد جامعه المصطفی(ص)، شامگاه دوم شهریورماه در نشست علمی «جایگاه و نقش ابن سینا در شکل گیری فلسفه اسلامی» (برگرفته از مجمع عالی حکمت اسلامی)، اظهار داشت ابعادی از اندیشه های رهبر شهید به دلیل حجاب معاصرت، مغفول مانده است. وی تأکید کرد که حکمت عملی ایشان در مواجهه با مسائل اجتماعی، سیاسی و زمامداری باید تحلیل و برجسته شود تا دانشوران بتوانند از آن برای تکمیل فلسفه اسلامی به عنوان «فقه اکبر» و علوم انسانی اسلامی بهره گیرند. ایشان همچنین اشاره کردند که تأسیس مجمع عالی حکمت اسلامی از برکات وجود ایشان بوده است. رضاپور با نقد دیدگاه های رایج در کتب تاریخ فلسفه که آغاز فلسفه اسلامی را تنها به نهضت ترجمه (به ویژه در نیمه دوم قرن دوم هجری و دوران مامون) و نخستین فیلسوف را «کندی» می دانند، افزود: این دیدگاه تا حدی نادرست است؛ چراکه مبانی فلسفه برای نخستین بار در بیانات پیامبر(ص)، قرآن و سنت ائمه(ع) ـ به ویژه سخنان عرشی امیرالمؤمنین(ع) ـ بیان شده است. به گفته وی، دقیق ترین و لطیف ترین حقایق فلسفی توسط ایشان بیان شد و پیش نیاز ایجاد یک دستگاه فلسفی بود. استادیار فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم(ع) در ادامه تصریح کرد: مواجهه ائمه(ع) با ترجمه، رویکردی مثبت بود، اما در حقیقت تأسیس فلسفه اسلامی با ظهور اسلام آغاز شد. وی با استناد به نظر علامه طباطبایی اشاره کرد که حدود 300 آیه قرآن رویکرد فلسفی دارند و اسلام در واقع پرورش گاه دستگاه فلسفه است. همچنین تأکید نمود که در متون دینی، به خصوص قرآن، دعوت بلیغی به خردورزی و تعقل شده است، هرچند قرآن الگویی خاص برای خردورزی ارائه نمی دهد و شیوه معقول بشریت بر پایه بدیهیات اولیه را به رسمیت شناخته است. رضاپور در ادامه تصریح کرد: تعالیم دقیق قرآن و روایات در مورد خدا، رابطه خدا و جهان و نفس انسان، نیازمند اندیشیدن فلسفی است و بدون تفکر و تعقل قابل فهم نیست. برای تبیین بیانات امیرالمؤمنین(ع) درباره توحید، مانند عبارت «واحد لا بعدد و قائم لا بعمد»، داشتن سرمایه فلسفی ضروری است. وی با اشاره به تعبیر آخوند خراسانی افزود: کسی که بدون ره توشه فلسفی به سراغ نصوص برود، مانند کسی است که بدون علم اصول به سراغ روایات برود و در این صورت، استنباط دقیق و ضابطه مند شکل نخواهد گرفت. بنابراین، توجه گسترده نصوص به فلسفه، عامل اصلی شکل گیری آن بوده و نهضت ترجمه در واقع از ثمرات این روند محسوب می شود.

اعجاز معارفی؛ بزرگترین وجه اعجاز قرآن

این پژوهشگر فلسفه اسلامی با بیان اینکه این مسئله خود معجزه ای جاویدان است، تصریح کرد: به همین سبب و به دلایلی دیگر، امام (که تمامی برکات کشور وام دار ایشان است)، بزرگ ترین بُعد اعجاز قرآن را «اعجاز معارفی» آن می داند. رضاپور با اشاره به اینکه کندی تلاش کرد تا از میان مطالب ترجمه شده، آنچه را با عقاید دینی سازگار است به کار گیرد، اظهار کرد: کندی نخستین کسی بود که سعی کرد سازگاری معقولی میان دستگاه عقل فلسفی ارسطویی و آموزه های دینی برقرار کند. وی در ادامه با بیان اینکه فارابی عمدتاً به فلسفه سیاسی توجه داشت، افزود: فارابی از نظر پژوهشی فردی مجرب و «موجزنویس» است؛ به این معنا که گاه مطلبی بسیار عمیق را در عبارتی کوتاه بیان می کند. نظم و انضباطی که در نگارش فلسفی ابن سینا مشاهده می کنیم، در آثار فارابی دیده نمی شود؛ او اگرچه متافیزیک دارد، اما آن را در دل مطالب سیاسی گنجانده و مانند ابن سینا اثری چون «الهیات شفا» تالیف نکرده است. بنابراین، فارابی فلسفه اسلامی را به نحو ایجاز و اختصار تأسیس کرد؛ برای نمونه، او «برهان صدیقین» را بیان کرد، اما توضیحات مفصلی که ابن سینا ارائه داده است، از او سراغ نداریم. رضاپور در ادامه بیان کرد: هم فارابی و هم ابن سینا زندگی پرفراز و نشیبی داشتند. فارابی با وجود تبیین فلسفه سیاست، هرگز وارد عرصه عملی سیاست نشد، اما ابن سینا ناچار به ورود در سیاست گشت و همین امر موجب ناآرامی زندگی او شد، مگر در چند سال پایانی عمرش که در اصفهان بود.

فلسفه ایرانی و عربی ظلم به فلسفه اسلامی ست

وی با اشاره به پشتکار ابن سینا در پژوهش، بیان کرد: ابن سینا برای درک مباحث مابعدالطبیعه ارسطو، آن را تا 40 بار مطالعه کرد؛ در حالی که ما امروزه اگر مطلبی را یکی دو بار بخوانیم و نفهمیم، آن را به پیچیدگی و مغلق بودن متن نویسنده نسبت می دهیم. وی در ادامه به دو شبهه رایج در حوزه فلسفه اسلامی پرداخت و افزود: در دهه های اخیر این بحث مطرح شده است که آیا اصلاً «فلسفه اسلامی» وجود دارد یا خیر؟ و آنچه موجود است، آیا فلسفه مسلمین است یا فلسفه عربی و ایرانی؟ این دیدگاه دو خاستگاه دارد؛ گروهی معتقدند فلسفه در ذات خود با اعتقاد و تعهد به دین سازگار نیست و بنابراین، مفهوم «فلسفه اسلامی» مانند «مربع دایره»، متناقض و غیرممکن است. استاد و پژوهشگر فلسفه اسلامی حوزه علمیه ادامه داد: خاستگاه دیگر این اندیشه، برخی متفکران غربی است که ضمن پذیرش فلسفه یهودی و مسیحی، معتقدند فلسفه اسلامی وجود ندارد؛ زیرا از نظر آن ها، این فلسفه صرفاً ترجمه آثار یونانی بوده و فلاسفه مسلمین ابتکاری نداشته اند و تنها نقش واسطه گری را ایفا کرده اند. وی تأکید کرد که رهاوردهای فلاسفه اسلامی، به ویژه ابن سینا، اساساً با فلسفه دیگران قابل قیاس نیست و تفاوتی زمین تا آسمان با آن ها دارد. رضاپور در مورد استفاده برخی از تعبیر «فلسفه عربی» به جای «فلسفه اسلامی» اظهار کرد: افرادی مانند ماجد فخری از این دیدگاه دفاع کرده اند و برخی دیگر نیز «فلسفه ایرانی» را مطرح می کنند؛ اما استفاده از تعابیر عربی یا ایرانی برای این میراث، ناصواب است، چرا که ابن سینا پرورش یافته مکتب اسلام است. او در 18 سالگی که از علوم مختلف فارغ التحصیل شد، دو سال تمام شب و روز را به تأمل در مسائل مابعدالطبیعه گذراند و هرگاه فکرش به بن بست می رسید، به مسجد جامع می رفت و دو رکعت نماز می خواند تا گره از اندیشه اش باز شود. این پژوهشگر تصریح کرد: همان طور که یکی از اندیشمندان غربی می گوید تمام مباحث فلسفی 2500 سال اخیر، حاشیه بر افکار افلاطون است، من نیز عرض می کنم تمام آنچه در فلسفه اسلامی و عرفان نظری گفته شده، در واقع حاشیه بر سخنان ابن سینا است. او حتی نخستین گام ها (کلنگ) حکمت متعالیه را در کتاب «اشارات» برداشت و 600 سال بعد، ملاصدرا این مسیر را دنبال کرد.

کاربرد فلسفه ابن سینا در پاسخ به شبهات

رضاپور با بیان اینکه امروزه مرزبندی بین نحله های کلامی و فلسفی وجود دارد، گفت: از فلسفه ابن سینا به خوبی می توان به تهاجمات سهمگین ملحدان پاسخ داد؛ با اینکه بعد از ابن سینا حکمت اشراق و متعالیه و مباحث گسترده متکلمین را داریم ولی نظام فلسفی او قابلیت اتکاء برای مواجهه با مسائل مخلتف را دارد؛ نوع مواجهه ابن سینا با الهیات با نوع مواجهه متکلمان اشعری و برخی از شیعیان متفاوت است. استادیار فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم(ع)، با بیان اینکه فلسفه اسلامی یعنی نوعی تفکر فلسفی و برهانی با الهام گیری مستقیم و غیرمستقیم از وحی، تاکید کرد: این الهام گرفتن هرگز از بعد عقلانی و برهانی مسئله نمی کاهد یعنی اینطور نیست فیلسوف بگوید چون در متون دینی فلان مسئله وارد شده است آن را می پذیرم برخلاف متکلمین که مطالب وحی را محور قرار می دهند و در مواردی هم تحلیل عوامانه ارائه می دهند. انتهای پیام

نظرات

captcha